ماه  سیاره زمین                (خرداد 1391)

چون دوره تناوب چرخش ماه به دور خود برابر دوره تناوب چرخش ماه به دور زمین است همیشه ما از روی زمین یک طرف ماه که به سمت زمین است را می بینیم و نمی توانیم طرف دیگر ماه را ببینیم فاصله زمانی بین دو هلال ماه متوالی برابر 29روز است این زمان تناوبی هلالی یا زمان تناوب فازهای ماه است.

·    فاصله زمانی که لازم است تا ماه به توزیع ستاره ای مشابه بازگردد 27روز است این مدت زمان را زمان تناوب نجومی گویند.

زمان تناوب های نجومی و هلالی تقریبا 2 روز با هم اختلاف دارند .این بدان علت است که علاوه بر این که ماه بدور زمین می چرخد سیستم ماه زمین نیز بدور خورشید می چرخند.

با نگاه کردن به ماه بفهمیم در روز بندم ماه قمری هستیم


1. اگر ماه رادر آسمان نبینیم یا روز اول ماه است یا روز آخر ماه(وضیت محاق)

2. اگر هلال روشن ماه به سمت شرق بو در 7 روز اول ماه هستیم (روز جهارم)

3. وقتی ما ه نیم شد و نیم روشن به سمت شرق روز هفتم

4. اگر هلال تاریک ماه به سمت شرق بو در 7 روز دوم ماه هستیم (روز دهم)

5. اگر ماه کامل را در آسمان ببینیم یا روز چهاردهم ماه است یا روز پانزدهم(وضعیت بدر)

6. اگر هلال تاریک ماه به سمت غرب بوددر 7 روزسوم ماه هستیم(روز هیجدهم)

7. وقتی ما ه نیم شد و نیم روشن به سمت غرب بود روز 22 ام

8. اگر هلال روشن ماه به سمت شرق بو در 7 روز چهارم ماه هستیم (روز 26

2) چگونه ماه بوجود آ مد ؟

نظریه های مختلفی برای توضیح علت بوجود آمدن ماه ارائه شد این نظریه ها عبارتند از

1. فرضیه انشقاقی

2. فرضیه سیاره دو تایی

3. فرضیه انفرادی

4. فرضیه حلقوی

5. فرضیه برخورد بزرگ

از میان فر ضیه های مختلف فوق ، فرضیه برخورد بزرگ از طرفداران بیشتری در میان دانشمندان برخوردار است. طبق این نظریه در 4.45 میلیا رد سال پیش یعنی زمانی که زمین 50 میلیون ساله و به شکل مردابی بود (هنوز دارای سطح جامدی نبود) در نزدیکی زمین یک سیاره هم جرم با سیاره مریخ شکل گرفت که مدار ش آن را در موقعیت برخورد با زمین قرارمی داد ،پس از د اینکه این سیاره با سرعت 25 هزار کیلومتر در ساعت به زمین برخورد نموده خود منفجر شد و در اثر برخورد اولیه ؛ انرژی جنبشی زیادی به گرما تبدیل شده و سبب تبخیر لایه بالا یی گوشته زمین گردد و گردو غبار حاصل زاین تبخیر وارد مدار زمین شدند که از به هم پیوستن این گردوغبارها ماه ما شکل می گیرد

http://starchild.gsfc.nasa.gov/docs/StarChild/questions/question38.html

شفق قطبی و نقش میدان مغناطیسى در حفاظت از کره زمین

شفق قطبی چیست؟

شفق قطبی (aurora) که به آن سپیده قطبی و نور قطبی هم می‌گویند یکی از پدیده‌های جوی بسیار زیبای کره زمین است. نورهایی بسیار زیبا و خیره‌کننده که در آسمان حرکت می‌کنند و معمولا شکل‌های منحنی‌مانندی دارند.

 آسمان تابان می‌شود و نقش‌هایی با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون در آن دیده می‌شود. این نقش و نگارهای رنگین گاهی دارای شکل کمان یکنواخت است، گاهی ساکن است و گاهی تپنده. گاهی متشکل از شمار زیادی پرتو است با طول موج‌های متفاوت که مانند پرده‌ها و نوارها در آسمان بازی می‌کنند و پیچ و تاب می‌خورند. رنگ درخشنده نورهای از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاکستری تغییر می‌کند.

 زیبایی شفق، پدیده‌ای که برخی قبایل کانادایی به آن رقص ارواح می‌گویند، چشم هر ناظری را به آسمان خیره می‌کند.

 این نورهای طبیعی زیبا که در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب دیده می شوند، در سپیده‌دم قطبی قابل مشاهده هستند.

 هر چقدر به قطب شمال نزدیک ‌شوید با توجه به مجاورت با قطب مغناطیسی شمالی زمین احتمال بیشتری برای دیدن شفق قطبی وجود دارد. شهرهای شمالی کانادا که بسیار نزدیک به قطب شمال هستند و ایسلند مناطقی مناسب برای رویت این پدیده‌اند.

 شفق‌های قطبی در نزدیکی قطب مغناطیسی شمالی ممکن است خیلی بالا باشد ولی در افق شمالی به صورت سبز بر افروخته و در صورت طلوع خورشید به صورت قرمز کمرنگ دیده می‌شوند. از ماه‌ سپتامبر تا اکتبر و همچنین از مارس تا آوریل بیشترین احتمال دیده این پدیده وجود دارد.

 در قطب جنوب نیز این پدیده اتفاق می‌افتد ولی فقط در جنوبی‌ترین عرض جغرافیایی قابل رویت است و گاهی اوقات در آمریکای جنوبی و استرالیا شفق مشاهده می‌شود.

سپیده قطبی چگونه به وجود می‌آید؟

 طبیعت و علت شفق قطبی زمان درازی به کلی پوشیده مانده بود و قرن‌ها بود که در مورد این پدیده خیال‌پردازی می شد.
 اسکیموهای ساکن در مناطق مختلف افسانه‌های جالبی در مورد سپیده قطبی داشتند.

 گروهی معتقد بودند روح انسان‌های خوب پس از مرگ به منطقه‌ای از آسمان می‌رود که شفق قطبی در آن وجود دارد؛ جایی که پر از نور و شادی است، از سرما و کولاک خبری نیست و شکار حیوانات در آن منطقه بسیار آسان است!

 گروهی دیگر اعتقاد داشتند شفق نتیجه توپ‌بازی ارواح انسان‌ها در آسمان با جمجمه شیر‌ماهی است و جریان‌های نور نشان دهنده کشمکش ارواح است!

 سرخپوستان کانادای شرقی و جنوب آلاسکا هم شفق قطبی را ارواح رقصان انسان‌ها در آسمان می‌دانستند . در این میان گروهی از سرخپوستان شفق را نشانه جنگ و طاعون می‌دانستند و عده‌ای در میان اسکیمو‌ها برای دفاع از خود در برابر شفق باخود چاقو حمل می‌کردند.

 اما گذشته از همه این افسانه‌ها، تحقیقات علمی در مورد سپیده قطبی از قرن 18 میلادی آغاز شد و در طول این سال‌ها نظریه‌ها در مورد این پدیده طبیعی به تدریج کامل شد. نظریه‌هایی که از انتشار تعداد رصد‌های شفق قطبی، تهیه نقشه فراوانی شفق در مناطق مختلف کره زمین، ثبت زمان وقوع این پدیده، اندازه‌گیری فاصله وقوع شفق از سطح زمین و ... آغاز شد و به بیان تئوری‌هایی در مورد چرایی این پدیده انجامید.

 کریستین بیرکلند نروژی از نخستین افرادی بود که با یک آزمایش علمی پدیده شفق قطبی را شبیه‌سازی کرد. بیرکلند یک توپ مغناطیسی را که نماد زمین است در یک جعبه شیشه‌ای خلا آویزان کرد و پرتوهای الکترونی را به آن تاباند . او از این آزمایش نتیجه گرفت که یک دسته پرتو الکترونی که در مسیر راست به طرف زمین می‌آیند به دو قطب مغناطیسی آن متمایل می شوند و دو حلقه نورانی در قطب‌ها به وجود می‌آورند.

 آزمایش بیرکلند این تئوری را پدید آورد که شفق قطبی هم می‌تواند از راهی مشابه این به وجود آید: « الکترون‌ها از لکه‌های خورشیدی سطح خورشید خارج می‌شوند و به سمت زمین می‌آیند و توسط میدان مغناطیسی زمین به طرف نواحی قطبی هدایت می‌شوند و شفق مرئی را ایجاد می‌کنند.»

 این تئوری به مرور توسط محققان دیگر تکمیل شد. آلفون فیزیکدان سوئدی محققی بود که نظریه ارتباط میان طوفان‌های خورشیدی و شفق قطبی را مطرح کرد.

همیشه پای یک خورشید در میان است

 امروزه فرضیه مورد تایید محققان در مورد پدیده شفق قطبی به چند عامل وابسته است: خورشید و میدان مغناطیسی آن، بادهای خورشیدی و جریان پلاسما، میدان مغناطیسی زمین و جو زمین.

 مطالعات و مشاهدات نشان می‌دهند که شدت میدان مغناطیسی خورشید در لکه‌های خورشیدی (نقاط تاریک بر سطح خورشید که دمایشان از دمای سایر نقاط سطح خورشید کمتر است و کمتر تابش می‌کنند) تقریبا هزار برابر شدت میدان مغناطیسی در سایر نقاط است . بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اختلالات میدان مغناطیسی خورشید عامل شکل گیری لکه‌ها است.

 تعداد لکه‌های سطح خورشید به طور متناوب تغییر می‌کند. تعداد لکه‌ها تقریبا هر 11 سال ماکزیمم می‌شود . این دوره 11 ساله را چرخه لکه خورشیدی می‌نامند.

 زمانی که تعداد لکه‌های خورشیدی ماکزیمم است فعالیت سطح خورشید بیشتر است، در این حالت خورشید را خورشید فعال می‌نامند. برعکس هنگامی که تعداد لکه‌های خورشیدی مینیمم است فعالیت خورشید کاهش پیدا می‌کند و خورشید آرام است.

 چرخه لکه خورشیدی رابطه نزدیکی با شفق قطبی دارد: شدت شفق قطبی هم مانند تعداد لکه‌های خورشیدی تقریبا هر سال یک‌بار ماکزیمم می‌شود . با مقایسه نمودار فراوانی لکه‌های خورشیدی و شفق قطبی می‌توان به هم‌زمان بودن مینیمم و ماکزیمم‌شان پی برد بنابراین دیگر تردیدی در دخالت خورشید در شفق قطبی باقی نمی‌ماند.

 از سوی دیگر تاج خورشیدی که دمای آن 2 میلیون درجه کلوین است به طور پیوسته جریانی از پلاسمای داغ و رقیق را در همه جهات در منظومه شمسی می‌پراکند. پلاسما، گازی است که از ذرات مثبت و منفی مانند الکترون و پروتون تشکیل شده است. به این پلاسمای داغ و رقیق که از خورشید به اطراف جریان می‌یابد باد خورشیدی می‌گویند. شدت باد خورشیدی زمانی که خورشید فعال است افزایش می‌یابد. بادهای خورشیدی دائما در اطراف زمین در جریان اند و می‌توان گفت زمین در پلاسما غوطه‌ور است.

 بادهای خورشیدی میدان مغناطیسی خورشید را در سراسر منظومه شمسی گسترش می‌دهند.

 برخورد ذرات باردار پلاسمای خورشیدی با اتم‌ها و مولکول‌های جو زمین در لایه یونسفر جو موجب پدید آمدن شفق قطبی می‌شود.

 با برخورد ذرات بادهای خورشیدی به مولکول‌های جو ، مولکول‌های جو تحریک می‌شوند و انرژی دریافت می‌کنند . الکترون‌ها کمی پس از برانگیخته شدن دوباره به حالت پایدار بر می‌گردند و انرژی اضافه را به صورت تابش‌های مرئی یا نامرئی آزاد می‌کنند.

 تابش‌های مرئی شفق از روی زمین به راحتی قابل رویت هستند اما تابش‌های X و فرابنفش باید از فضا دیده شوند چون جو زمین بسیاری از تابش‌ها را جذب می‌کند.

 رنگ‌های متنوع شفق قطبی هم مربوط به تحریک شدن مولکول‌های متفاوت موجود در جو زمین است. همان‌طور که می‌دانید نیتروژن و اکسیژن بیشترین قسمت جو زمین را تشکیل داده‌اند. رنگ‌های قرمز و سبز در شفق قطبی نتیجه تحریک شدن اکسیژن و رنگ‌های بنفش و آبی نتیجه تحریک شدن نیتروژن هستند.

 به این ترتیب هر سال ایالت آلاسکای آمریکا و همچنین شمال‌غربی کانادا میزبان گردشگران زیادی است که به دنبال شفق قطبی راهی این مناطق می‌شوند.


 منبع: همشهری



نقش میدان مغناطیسى در حفاظت از کره زمین

مقدمه 
میدان مغناطیسى زمین همانند پوست پیاز کره خاکى ما را در برگرفته است. توفانهاى خورشیدى آن را مورد حمله قرار داده و موجب بروز توفانهاى الکتریکى در آن مى‌گردند. این توفانها نیز متعاقبا بر روى سیستمهاى الکتریکى زمین اثر مى‌گذارد. اگر چه میدان مغناطیسى زمین کره خاکى ما را از توفانهاى خورشیدى و تشعشعات فضایى حفظ مى‌کند، اما متأسفانه این میدان مغناطیسى به تدریج در حال ضعیف‌تر شدن بوده و عواقب حاصل از آن مایه نگرانى کارشناسان امر است.

 
نخستین خبری که ماهیت میدان مغناطیسی زمین را آشکار ساخت! 
در دهه 80 میلادی رسانه‌هاى گروهى از وقوع انفجارات شدید در خورشید (در منظومه شمسى) خبر داده و متذکر شدند در اثر این انفجارات ، تشعشعات خطرناکى وارد جو زمین شده و ذرات الکتریکى باردار آن براى همگان مضر خواهد بود. در این گزارشها از قطع ارتباطات رادیویى در سراسر جهان ، از کار افتادن ماهواره‌ها و سیستمهاى برق رسانى سخن می‌رفت. این نگرانىها همه به حق بودند. پس از انفجارهاى شدید خورشیدى که 14 سال پیش صورت گرفتند ابرى از ذرات باردار پر انرژى (این ذرات باردار در زبان فیزیکدانان ، پلاسما نامیده مى‌شود) با قدرتى 1700 بار بیشتر از روزهاى معمولى ، بسوى سیاره ما وزیدن گرفت.

در آن زمان دانشمندان از این بیم داشتند که اگر توفان حاصل از این ذرات پر انرژى به میدان مغناطیسى زمین برسند، در میدان مغناطیسى ، شدت جریان الکتریکى آنچنان زیاد خواهد بود که تقریبا تمامى فیوزهاى سیستمهاى الکتریکى از کار خواهند افتاد. خوشبختانه این فاجعه عظیم به وقوع نپیوست. تنها برخى از فرکانسهاى رادیویى دچار اشکال پخش شدند و کار بعضى از ماهواره‌ها بصورت موقت و از روى احتیاط متوقف شد.

 

 

میدان مغناطیسی سپر دفاعی نامرئی 
کارشناسان به این نتیجه رسیدند که میدان مغناطیسى زمین ، سپر دفاعى نامرئى ما در برابر توفانهاى خورشیدى و تشعشعات فضایى بوده است. با این وجود نقش پروتونها و ذرات آلفا در این تشعشعات و همچنین نقش میدان مغناطیسى زمین هنوز هم معماهاى بسیارى را در خود نهفته دارند. اما اصولا چرا کره زمین از دو قطب مغناطیسى برخوردار است؟ چه چیزى باعث مى‌شود که زمین همانند یک میله مغناطیسى عظیم ، آنطور که همه ما آ ن را از کلاسهاى درس فیزیک مى‌شناسیم، عمل کند؟ چرا عقربه یک قطب نما همیشه جهت شمال و جنوب مغناطیسى را بر روى زمین نشان مى‌دهد؟ (این مسئله هزاران سال پیش توسط چینیها کشف شد.)

شاید بد نباشد توضیح دهیم که حتى تا قرن شانزدهم میلادى هم بسیارى از مردم معتقد بودند که یک کوه عظیم مغناطیسى در شمال زمین وجود دارد. متخصصان رشته‌هاى فیزیک و زمین شناسى تنها چند دهه پیش بود که تئورى دیگرى را ارائه کردند و این تئورى تازه ، در انستیتوى تحقیقاتى شهر کارلسروهه مورد تأیید قرار گرفت. طبق این تئورى تقریباً 95 درصد از میدان مغناطیسى زمین از طریق یک ماشین دینام یا در حقیقت ژنراتورى که با کمک اثر مغناطیسى ، انرژى الکتریکى تولید مى‌کند، در ماده مذاب قشر بیرونى هسته زمین که کلاً از آهن تشکیل شده است تولید مى‌شود. در این قشر ، جریانهایى بوجود مى‌آیند که بر اثر چرخش کره زمین شکلى مارپیچ به خود مى‌گیرند.

آزمایشهاى انجام گرفته نشانگر آنند که این جریانهاى مارپیچ ، واقعاً یک میدان مغناطیسى را بوجود مى‌آورند. میدان مغناطیسى درونى زمین بر جریانهاى الکتریکى خارجى در یونسفر جو زمین اثر گذاشته و به این ترتیب در برابر توفانهاى خورشیدى و تشعشعات زیان آور ذرات الکتریکى نقش حفاظ را بازى مى‌کند.

 

 


البته این میدان مغناطیسى همانند میدان مغناطیسى زمین که دائماً ضعیف‌تر مى‌شود، از یک ثبات دائمى برخوردار نیست. علاوه بر این ، بررسى سنگهاى کره زمین نشان مى‌دهد که پس از بروز یک چنین ضعفى در میدان مغناطیسى زمین ، تقریباً هر 750 هزار سال یک بار ، محل قطبهاى شمال و جنوب مغناطیسى تغییر مى‌کند. اما بر اساس محاسبات کنونى این تغییر محل قطبهاى مغناطیسى زمین حدوداً 500 سال دیگر انجام خواهد گرفت. اینکه علت این پدیده چیست و آیا به این خاطر ، آن طور که برخى از محققان معتقدند، آب و هواى کره زمین تغییر خواهد کرد یا اینکه اصولاً بقاى حیات بر روى کره خاکى ما با خطر مواجه مى‌شود، هنوز مشخص نیست.

منبع: رشد و هوپا


نوترینوها: همة آنچه میخواهید درباره شان بدانید


نوترینوها: همة آنچه میخواهید درباره شان بدانید

"...ما در اینجا به نوترینوهایی که سریع‌تر از نور حرکت کنند، اجازه ورود نخواهیم داد"، این گفته‌های یک پیشخدمت رستوران است. وی در ادامه می‌گوید: "یک روز نوترینویی به این رستوران آمد...". همچنان که گزارش‌هایی منتشر می‌شود مربوط به ذراتی زیراتمی‌که سریع‌تر از نور جابه جا می‌شوند و آرزوی سفر در زمان را زنده می‌کنند، یک چنین شوخ‌طبع‌هایی نیز پیدا می‌شوند. اما بهتر است بدانید این جابه‌جایی شتابناکِ ظاهری، تنها نکته عجیب در خصوص نوترینوها نیست.

آنها دقیقا چیستند؟

 با باری خنثی و جرمی ‌نزدیک به صفر، نوترینوها مرموزترین ذرات شناخته شده هستند که بسیار به ندرت با ماده عادی واکنش می‌دهند؛ و با سرعت گیج‌کننده چند تریلیون در ثانیه، در بدن ما، ساختمان‌ها، و زمین فرومی‌روند و بیرون می‌آیند. اولین بار وجود این ذرات در سال 1930 توسط "ولفگانگ پائولی" پیش‌بینی شد -کسی که به خاطر کار بر روی همین مسئله، در سال 1945 جایزه نوبل فیزیک را به دست آورد. همچنین، این ذرات در واکنش‌های هسته‌ای متفاوتی تولید می‌شوند: فوزیون یا همجوشی هسته‌ای، که در خورشید اتفاق می‌افتد؛ فیزیون یا شکافت هسته‌ای که این روزها توسط انسان‌ها کنترل شده و برای ساختن سلاح و ایجاد انرژی استفاده می‌شود؛ و همچنین در خلال واپاشی‌های پرتوزای درون زمین.

 اگر آنها تا این اندازه منزوی هستند، چگونه پی به وجودشان برده‌ایم؟

 هرچند که نوترینوها بسیار به ندرت با ماده عادی واکنش می‌دهند، اما گاهی اوقات با ذرات داخل اتم برخورد می‌کنند و ردی از خود برجا می‌گذارند که با ردیابی آن می‌توانیم موفق به شناسایی‌شان شویم. "فردریک رینز" به خاطر اولین آشکارسازی این ذرات در سال 1956، توانست جایزه نوبل فیزیک را در سال 1995 به دست آورد.

 در اکثر موارد، آزمایش‌های آشکارسازی در استخرهای بزرگی از آب یا مواد روغنی انجام می‌شود. وقتی نوترینوها با الکترون‌های مولکول‌های این آب یا روغن‌ها برخورد می‌کنند، پرتوی از نور ساطع می‌کنند که حسگرها قادر به آشکارسازی‌شان هستند.

یافته‌های اخیر در کجا به دست آمده‌اند؟

 این روزها، مقادیر زیادی سرمایه و مهندسانی بسیار توانا برای رسیدگی به حسگرها به خدمت گرفته شده‌اند. حسگرها در اعماق زمین ساخته شده‌اند، و این مسئله باعث ایجاد حفاظی برای آنان در برابر ذرات مضر است. برای مثال، آشکارساز اپرا، که نوترینوهای سریع‌تر از نور را که از طرف سرن فرستاده شده بود آشکار کرد، در درون کوهستان "گرن ساسو" در ایتالیا واقع شده است. همه این کارها به این خاطر است که نوترینوها از چنین موانعی هم توان عبور دارند و بنابراین باید امنیت را با بالاترین دقت رعایت کرد.

 بعضی دیگر از آشکارسازها بر روی نوترینوهایی که به طور طبیعی تولید می‌شود کار می‌کنند. مانند آشکارساز "آنتراس" که در اعماق دریای مدیترانه قرار گرفته است، یا یکی دیگر همچون "آیس‌کیوب" که در درون یخ‌های قطب جنوب فرورفته است.

چه نکته‌ای درباره نوترینوها جالب است؟

 انزوای نوترینوها، باعث می‌شود اهمیت بالقوه آنها را نادیده بگیریم.  نفوذ به ابعاد اضافی، یکی از نکات جالب درمورد نوترینوهاست. ذرات در زمینة گردش، به دو گروه تقسیم می‌شوند: یک گروه در جهت عقربه‌های ساعت به دور خود می‌چرخند یا در اصطلاح دارای "اسپینِ ساعت گرد" هستند، و گروهی دیگر که در خلاف جهت عقربه‌های ساعت به دور خود می‌چرخند که در اصطلاح دارای اسپین پادساعت‌گرد هستند. نوترینوها تنها ذراتی هستند که به نظر می‌رسد فقط دارای انواعی از گروه "اسپینِ پادساعت‌گرد" هستند. به عبارتی دیگر، گروهی از ذرات نوترینو که به صورت ساعت‌گرد به دور خود بچرخند، مشاهده نشده است. بعضی نظریه‌پردازان می‌گویند این مدرکی است برای ابعاد اضافی، که احتمالا میزبان آن دسته از نوترینوهایی است که گم شده به حساب می‌آیند.

 نکته دیگری هم هست؟

 همین نوترینوهای ساعت گردِ دیده نشده، می‌توانند نامزدی باشند برای چیستی ماده تاریک – 80  درصد از کل ماده که برای از هم نپاشیدن جهان ما لازم است. عقیده بر این است که مقدار این "دیگرگروهِ گم شده"، باید بسیار بیشتر از گروه شناخته شده باشد، تا بدین‌گونه نیروی گرانشیِ مورد نظر تامین شود.

اما منظور از این‌که آنها چند شخصیتی و چند ماهیتی هستند چیست؟

 دیگر نکته عجیب در خصوص نوترینوها، این است که آنها می‌توانند حداقل سه ماهیت متفاوت به خود بگیرند که عبارتند از تائو، الکترون و موئون و جالب‌تر این‌که می‌توانند از یک ماهیت به ماهیت دیگری خود را تغییر دهند. تحقیقات اخیر پیشنهاد می‌کند که ممکن است روش‌های متفاوتی برای کنش و واکنش نوترینوها و پادنوترینوها با هم وجود داشته باشد. این بدان‌معناست که ممکن است وقتی نوعی از نوترینو با پاد نوترینوی مشابهش واکنش می‌دهد، در بازتولید نوترینو، نوعی دیگر از آن تولید شود؛ که در این صورت ممکن است توضیحی برای این موضوع پیدا شود که چگونه این عدم تعادلِ موجود بین ماده و پادماده، در اوایل ایجاد جهانمان به وجود آمده است.

 و سوال آخر این‌که آیا این ذرات، کاربرد عملی هم دارند؟

 یک چندتایی و موارد بیشتر هم در دست بررسی است. بعضی از فیزیکدان‌ها امیدوارند با پیدا کردن روش‌های آسان‌تری برای آشکارسازی نوترینوها، رآکتورهای هسته‌ای مخفی و غیرقانونی بر روی کره زمین را پیدا کنند. رویای دیگری که در استفاده از آنها وجود دارد و اساسی برای نوشتن یک رمان علمی‌ـ تخیلی با موضوع سیستمی ‌ارتباطی بر مبنای نوترینوها نیز قرار گرفته، این مسئله است که احتمالا با نوترینوها می‌توان پیام‌ها و اطلاعات را بدون نیاز به سیم، ماهواره یا وسایلی از این قبیل، به هر نقطه از جهان منتقل کرد؛ البته واضح است که این امر بسیار رویایی و دور از دسترس به نظر می‌رسد. اما کاربرد دیگری که به خاطر نوترینوها به وجود آمده، مربوط می‌شود به آشکارساز زیردریایی "آنتراس" که قابلیت استفاده به عنوان تلسکوپِ رصد حیات دریایی را هم داراست. این بدان‌سبب است که آنتراس قادر است نوری را که توسط سازواره‌ها، موجودات و باکتری‌های درخشان ساطع می‌شود، به خوبی نوترینوها آشکار کند.

 

 منبع: دانشمند

خورشید

خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمامسیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند. 



img/daneshnameh_up/2/24/Sakhtarekhorshid.jpg




مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می‌شوند. اما چنین به نظر می‌رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین می‌رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می‌شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می‌دهند.

مرکز خورشید مانند کوره‌ای هسته‌ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی‌اش 160 برابر آب می‌باشد. تحت چنین شرایطی هسته‌های اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هسته‌های هلیووم می‌شوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی می‌شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می‌شوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل می‌شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول می‌کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین می‌رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد. 



img/daneshnameh_up/0/0c/Khorshid1.jpg

زبانه‌ها و شعله‌های خورشیدی

زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکه‌های خورشیدی رخ می‌دهند. شعله‌های خورشیدی ، جرخه‌هایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعله‌ها هنگامی بوجود می‌آیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانه‌های خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید می‌تواند زبانه‌های حلقوی را هفته‌ها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد. 



img/daneshnameh_up/a/a0/Zabanehayekhorshid.jpg

باد خورشیدی

هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود می‌آورند. این ذرات در همان مسیرهای میدان مغناطیسی خورشید حرکت می‌کنند و از آنجا که دارای بار الکتریکی هستند، منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی می‌کنند. ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده می‌شود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین می‌برد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام جرم خورشید را در فضای بین سیاره‌ای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است. 



img/daneshnameh_up/a/ab/Enerjikhorshid.jpg
مسیر نامنظم
دو میلیون سال طول می کشد تا انرژی تولید شده
در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت
نورو گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه
این انرژی به زمین می رسد.

چرخه‌ها و لکه‌های خورشیدی

حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی می‌شود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق قطبی آن چرخیده و این امر باعث می‌شود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید ، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکه‌های خورشیدی ، شعله‌ها و زبانه‌های خورشیدی می‌شوند. این فعالیتها ، بخصوص لکه‌های خورشیدی ، چرخه‌ای 11 ساله دارند. 

مرگ خورشید

5 میلیارد سال بعد ، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان ، جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار ، دمای آنرا افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره را ذوب می‌کند و آنها را در بر می‌گیرد. انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین می‌برد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ می‌شود. سپس ، لایه‌های خارجی در فضا پخش شده و یکسحابی سیاره‌ای تشکیل خواهند داد. هسته نیز بصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت. پس می‌توان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید ، مرگ زمین و تمام موجودات این سیاره فرا می‌رسد. 

مطالب مرتبط با عنوان

اجرام اسمانی

 فضا از کهکشانها ، منظومه‌ها ، ستارگان ، سیارات و بسیاری اجرام آسمانی دیگر انباشته شده است. عجایب و عظمت آنها به مراتب از تمامی دیگر پدیده‌های آفرینش بیشتر است. کهکشانها و ستارگان و بطور کلی پدیده‌های آسمانی انبوهی که عجیب و غریب می‌نماید وجود دارند، که پاره‌ای از آنها بوسیله دانشمندان شناسایی شده‌اند. مانند: کوتوله‌های سفید ، ستارگان نوترونی ، ستارگان هیپرونی ، کوازارها و دنباله دارها و سیاه چاله‌ها و ... . در فضای قابل رویت برای ماده میلیاردها کهکشان جداگانه وجود دارد که بزرگترین آنها نظیر راه شیری و نزدیکترین کهکشان به نام اندرومیدا یا به قول عبدالرحمن صوفی امراة المسلسله که فاصله آن از ما تقریبا 1.5 میلیون سال نوری و قطر زاویه‌ای ان 3.5 درجه و قطر خطی‌اش در حدود 100 هزار سال نوری است و دارای تقریبا یکصد میلیارد ستاره است. هر کهکشان مجموعه‌ای از میلیاردها ستاره است که بعضی از آنها از خورشید بزرگتر و بعضی دیگر بطور قابل توجهی کوچکتر. سحابی دمبلی این تصویر کامپیوتری ، سحابی‌ای را به شکل ساعت شنی نشان می‌دهد که از گازهای دفع شده ستاره مرکزی ایجاد شده است. سحابیها در جهان علاوه بر ستاره‌ها مقادیر زیادی گرد و غبار و گاز وجود دارد که ما بین کهکشانها پراکنده گردیده است. یعنی چگالی گاز در فضای بین کهکشانها فقط برابر 20 اتم در هر اینچ مکعب است. سحابیها به علت نور ستارگان مجاور خود قابل رویت هستند. به کمک تلسکوپ به ساختمان و ویژگی آنها می‌توان پی برد. بعضی از سحابیها نیز تاریک بوده و مانع عبور نور ستارگانی که در پشت آنها قرار دارند می‌گردند. سیارات اجرام تقریبا کروی ، جامد و بزرگی هستند که به دور خورشید می‌گردند. بزرگترین آنها به نام مشتری است که جرمی معادل یک هزارم جرم خورشید را دارد. تا به حال سیستم سیاره‌ای نظیر آن چه به خورشید مربوط است، کشف نگردیده است. سیارات اجرام سماوی نسبتا سرد بوده و انعکاس نور خورشید باعث مرئی شدن آنها می‌گردد. عکس پیدا نشد تشخیص سیارات از ستارگان در آسمان شب سیارات با نور ناپایدار می‌درخشند، ولی نور ستارگان هم از لحاظ رنگ و هم از لحاظ روشنایی به سرعت تغییر می‌کند. سیارات در آسمان حرکت کرده و محل آنها تغییر می‌کند، ولی ستارگان نسبت به هم دارا ی مکانهای تقریبا ثابتی هستند. سیارات هنگام رصد با تلسکوپها بصورت قرص نورانی بزرگ دیده می‌شود، در صورتی که ستارگان بصورت نقاط روشن به نظر می‌رسند. سیارات را می‌توان در نواحی باریکی از آسمان مشاهده کرد، ولی ستارگان را می‌توان در هر قسمتی از آسمان یافت. سیارکها سیاره‌های خرد ، اجرام جامد کوچکی هستند که به دور خورشید می‌چرخند و تفاوت آنها با سیارات در بزرگی آنها است. بزرگترین این سیارکهای خرد به نام سیرس می‌باشند، که قطرش برابر با 800 کیلومتر است. قطر اکثر آنها در حدود 3 کیلومتر می‌باشد. سیارکها نیز توسط انعکاس نور خورشید قابل رویت می‌باشند و آنها را بدون تلسکوپ نمی‌توان دید. قمرها قمرها اغلب از اجتماع و تمرکز دیسکهای غبار و گاز در پیرامون سیاره‌ها درست می‌شوند. شش سیاره از نه سیاره بزرگ هر کدام یک یا چند قمر دارند که به دور آنها می‌چرخند. تا به حال 45 قمر در منظومه شمسی کشف کردیده است. ستارگان دنباله دار ستارگان دنباله دار اجرام سماوی هستند که گه گاه ظاهر می‌شوند. هر ستاره دنباله دار از یک مسیر نورانی و دنباله طویلی تشکیل شده است. سر آن ممکن است به بزرگی خود خورشید و دم آن نیز در حدود چندین صد میلیون کیلومتر بوده باشد. هر ستاره دنباله دار با وجود اینکه صدها کیلومتر در ثانیه سرعت دارد برای یک چشم غیر مسطح همچون ما، بی حرکت به نظر می رسد. سرعت آنها را می‌توان از تغییر مکانش نسبت به ستارگان زمینه ثابت آسمان تعین کرد. تا کنون نزدیک به هشتصد ستاره دنباله دار کشف و نامگذاری گردیده است. اکثر ستاره‌های دنباله دار از یک مدار بسته‌ای در حال حرکت هستند. چنین ستارگان دنباله دار اهمیت زیادی داشته و بعد از یک پریود به نزدیکی زمین آمده و مشاهده شده‌اند، که مشهورترین آنها ستاره دنباله‌دار هالی است. مدارهای ستارگان دنباله دار دیگر سهمی یا هذلولی است و به احتمال زیاد اینها فقط یک بار در مجاورت زمین ظاهر و رویت گردیده ، دور می‌زنند و سپس رفته و دیگر به نزدیکی زمین نمی‌گردند. شهابوارها اجسام جامد و ریز دیگری به اندازه ته سنجاق هستند، در فضا دیده می‌شوند. اکثرا گروهی از این شهابها به طرف زمین حرکت کرده و در جو آن به دام میدان مغناطیسی حاکم بر کره زمین می‌افتد. در اثر برخوردشان در فاصله 150 کیلومتری جو زمین و در اثر اصطکاک آن ، جسم سوخته و غبار آن به طرف زمین سقوط می‌کنند. نور حاصل شده از این برخورد را به نام شخانه می‌نامند. در واقع می‌شود اظهار کرد هر ساله چندین صد تن از غبار شخانه بر سطح زمین می‌نشینند. معمولا شهابها در فاصله 80 کیلومتری سطح زمین کاملا از بین می‌روند، ولی بعضی اوقات احتمال دارد که کاملا تحلیل نگردند و بصورت شهاب سنگ به سطح زمین برسند. نامگذاری اجرام اعماق فضا برخی اجرام غیر ستاره ای از جمله کهکشانها و سحابیها با عناوین رایجی نامیده می‌شوند، ولی برخی تنها با یک شماره مشخص می‌شوند. در سال 1774 شارل مسیه (1817 - 1730) فهرستی شامل 45 جرم آسمانی منتشر کرد و طی یک دهه بعد از آن به این تعداد افزود. نام هر یک از اجرام این فهرست متشکل از حرف ام (حرف اول مسیه) و یک عدد بدنبال این حرف است. نام بسیاری دیگر از اجرام آسمانی متشکل از ان. جی.سی و یک عدد است. این طرز نامگذاری در فهرستی که توسط ستاره شناس دانمارکی ، جان لودویک امیل دریر (1926 - 1852) ، منتشر شد، معرفی شده است. این فهرست ، فهرست عمومی نوین نامگذاری شده است.
img/daneshnameh_up/7/77/Sahabisayarei.jpg
img/daneshnameh_up/3/32/PLANETLO.GIF
img/daneshnameh_up/7/77/Sahabisayarei.jpg

lمنظؤمه شمسی

مقدمه شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری متشکل از گاز و غبار بین ستاره‌ای ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و ستاره دنباله دار. http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/2b/Solarsystem.jpg میلیونها سال طول کشید تا منظومه شمسی از ابری متشکل ازگاز و غبار ، پدید آمد. خانواده منظومه شمسی تمام اجرام آسمانی که در یک منظومه مداری قرار دارند، تحت تأثیر جاذبه‌ای دو جانبه به دور یک جرم مشترک مرکزی می‌چرخند. در منظومه زمین _ ماه مرکز جرم مشترک در فاصله 4748 کیلومتری (2950مایلی) هسته زمین قرار داشته و از سطح زمین خارج نشده است. در مورد منظومه شمسی ، مرکز جرم مشترک همواره با تغییر موقعیت نسبی سیاره‌ها ، در حال تغییر است. این مرکز در فاصله‌ای حدود 300000 کیلومتر (186000 مایل) خارج از سطح خورشید قرار دارد. سیارات منظومه شمسی سیاره ماه سیاره عطارد سیاره زهره سیاره زمین سیاره مریخ سیاره مشتری سیاره زحل سیاره سیاره اورانوس سیاره نپتون سیاره پلوتون سیاره سدنا تمام خصوصیات زیر در مقایسه با زمین می‌باشد سیاره قطر استوا جرم شعاع مدار سال روز عطارد 0.382 0.06 0.38 0.241 58.6 زهره 0.949 0.82 0.72 0.615 -243 زمین 1.00 1.00 1.00 1.00 1.00 مریخ 0.53 0.11 1.52 1.88 1.03 مشتری 11.2 318 5.20 11.86 0.414 زحل 9.41 95 9.54 29.46 0.426 سیاره اورانوس 3.98 14.6 19.22 84.01 0.718 نپتون 3.81 17.2 30.06 164.79 0.671 پلوتون* 0.24 0.0017 39.5 248.5 6.5 سدنا* - - - - -