دریاچه ارومیه و عکسهایی زیبا از طبیعت

ساحل رحمانلو

 

بندر رحمانلو

ارتفاعات عجب شیر

 

استحصال نمک

سیزدهم فروردین 87

بهار عجب شیر

یخ خشک

یخ خشک (به انگلیسی: Dry ice)و با نام تجاری جیرنرایزد (به انگلیسی: Genericized) دی اکسید کربن جامد است. این ماده معمولاً به عنوان عامل سرد کننده مورد استفاده قرار می‌گیرد. یخ خشک عالی با فشردن مستقیم گاز اتمسفر در دمای ثابت ۷۸٫۵ درجه سانتیگراد زیر صفر از حالت گاز به مایع تبدیل می‌شود. آنتالپی چگالش در ۷۸٫۵ درجه سانتیگراد زیر صفر ۱۹۹ کیلوژول بر کیلوگرم است. تولید یخ خشک برای پایین آوردن و سرد کردن موثر است.

محتویات

 [نهفتن

خواص [ویرایش]

نمودار فاز کربن دی اکسید
ساختار کریستالی یخ خشک

پیشینه [ویرایش]

در سال ۱۸۳۵ م شیمی‌دانی از کشور فرانسه به نام چارلز ایلوزیر برای نخستین بار یخ خشک را کشف کرد. او در آن دوران به نتایج و کاربردهایی دربارهٔ یخ خشک رسید که ۶۰ سال بعد توسط دانشمندان آزمایش و مشاهده شد.

تولید [ویرایش]

تولید یخ خشک بی‌رنگ (مرغوب) با فشرده کردن گاز دی اکسید کربن (CO۲) امکان پذیر است. روش‌های تولید یخ خشک به طور خلاصه به ترتیب زیر است: ۱. گاز دی اکسید کربن خالص را زیر فشار و سرما قرار می‌دهند تا به مایع تبدیل شود.

۲. در هنگام فشرده کردن مقداری از دی اکسید مایع تبخیر می‌شود و با پایین آمدن درجه حرارت دی اکسید کربن مایع، مقدار باقی مانده در نهایت به طور کامل از مایع به جامد تبدیل می‌شوند.

۳. در نهایت دی اکسید کربن جامد را که فشرده و جامد شده‌است با قالبهای کوچک یا بزرگ مکعبی، یخ خشک را بسته بندی می‌کنند. استانداردهای این قالب‌های مکعبی تقریبا ۳۰ کیلوگرم است.

کاربرد [ویرایش]

کاربردهای آن عبارت‌اند از:

1- استفاده برای سرد سازی بدون یخچال در موارد پزشكی، صنایع هوایی و... برای انتقال مواد خاص 2- استفاده برای جلوه‌های ویژه و ایجاد مه یا بخار 3- استفاده در آزمایشگاهها و مراكز علمی 4- صنعت روغن 5- ذخیره مواد غذایی 6- صنعت پخت نان 7- كندن سرامیك از كف 8- پایین بردن دما در واكنش‌های شیمیایی 9- تهیه نوشابه 10 پزشكی 11- انتقال گیاهان 12- رشد گیاهان 14- كند كردن واكنشهای شیمیایی 15- عامل تولید فشار 17-انقباض فلزات جهت فیت شدن 18-چاه‌های آب 19-جذب كننده مگس ها و حشرات موذی 20-از یخ خشک برای باران‌زا کردن ابرها استفاده می‌شود. 21-و ...

طرز تهیه یخ خشک [ویرایش]

برای ساختن یخ خشک لازم نیست وسایل سرمایش قوی داشته باشیم. تنها کافی است دی اکسید کربن (با فشار بالا) داشته باشیم. مثلا اگر کپسولی از CO۲ با فشاری در حدود حداقل 75 بار و دمای حدود 31 درجه سانتیگراد داشته باشید، چنانچه آنرا برعکس کنید طوری که شیر خروجی آن در پایین قرار گیرد و سپس شیر را باز کنید, CO۲ به صورت یخ خشک از آن خارج می‌شود. علت این پدیده فرآیند اختناق یا خفگی است که در آن چنانچه فشار سیالی به صورت ناگهانی کم شود دمای سیال نیز کم می‌شود (البته بسته به مقدار ضریبی به نام ضریب ژول-تامسون). از همین پدیده در یخچال برای خنک کردن گاز سرد کننده استفاده می‌شود.

کاربرد یخ خشک برای تولید باران [ویرایش]

باروری ابرها بوسیله یخ خشک بطور ناگهانی در آزمايشگاه جنرال الکتریک در نیویورک کشف شد. در 1946 شمیدانی به نام ونسان شافر برفی را در نزدیکی شهر نیویورک، با تزریق 6 پوند یخ خشک بوسیله هواپیما به ابرها ایجاد کرد. از آن موقع بارور کردن ابرها به این روش برای تولید باران استفاده شد و در چین برای کاهش آلودگی هوا در زمان برگزاری المپیک 2008 مورد استفاده قرار گرفت. شاید بتوان این تهمت را نیز به این روش زد که آن نوعی دزدی باران باشد. در ویتنام ارتش آمريکا از این روش برای افزایش بارانهای موسمی با شعار ' گل تولید کنید نه جنگ ' استفاده شد. از دی اکسید کربن مایع برای از بین بردن مه در فرودگاهها مورد استفاده قرار می‌گیرد. روسیه از روش بارور کردن ابرها برای ایجاد باران برای دور کردن ذرات رادیو اکتیو از اطراف مسکو استفاده می‌کند.

بارور کردن ابر ها بهمن 1390

با رسيدن دما به 12 درجه، هوا از بخار آب اشباع مي‌شود. اگر سرد شدن ادامه يابد، ميزان بخار اضافه برميزان مورد نياز براي حفظ حالت اشباع، به قطرات ابر تبديل مي‌شوند.

قطرات ابر در اطراف هسته‌هاي ميعان ابر به‌وجود مي‌آيد. ذرات ميكروسكوپي معلق در جو كه نسبتا بزرگ و جذب‌كننده هستند، براي هسته‌هاي ميعان ابر، مناسب‌ترند.

بهترين روش براي بارور كردن ابرها، افزايش اين هسته‌هاي ميعان در ابر است. در باروري مصنوعي ابر، عامل باروركننده برحسب دماي ابر تفاوت دارد. در ابرهاي سرد (دماي ابر زير صفر درجه) از يخ خشك و نقره يدید استفاده مي‌شود و در ابرهاي گرم(دماي ابر بالاي صفر درجه) از قطرات آب و نمك طعام استفاده مي‌شود.

روش‌هاي باروري ابرها

براي باروري ابر از 2روش هوايي و زميني استفاده مي‌شود. روش هوايي، بيشتر مناسب براي فصل تابستان است كه به 3 طريق باروري در پايه ابر، باروري درون ابر و باروري تاج ابر صورت مي‌گيرد. البته در مناطق كوهستاني، درفصل زمستان هم مي‌توان از روش باروري زميني استفاده كرد.

در روش هوايي، مواد لازم براي توليد هسته‌هاي ميعان را با استفاده از هواپيما به ابر تزريق مي‌كنند. بعد از شلیك گلوله حامل یدید نقره توسط هواپیما یا راكت به داخل ابر، حدود ۴۵ تا ۵۰ دقیقه بعد، ابر شروع به باریدن می كند.

این مدت، زمانی است كه ابر از مكانی كه برای باریدن در نظر گرفته شده، فاصله می‌گیرد. براي همين مكان تزريق اين مواد بايد به دقت انتخاب شود تا با محل مورد نياز باران، درلحظه بارش تطبيق پيداكند. آب بارانی كه از این روش به‌دست می‌آید، مقداری نیترات به‌همراه دارد كه اضافه‌شدن آن به خاك، باعث حاصلخیزترشدن خاك می‌شود.

در ايران از 2روش براي باروركردن ابرها استفاده مي‌شود كه يكي روش باروري قله ابر و ديگري باروري درون ابر است. براي باروري قله ابر از گلوله‌هاي پرتابي نقره یدید استفاده مي‌شود. اين روش بر روش‌هاي ديگر ترجيح دارد.

چون هنگام اجراي عمليات، مي‌توان ابر و محل مناسب آن را ديد و عامل باروري، سريع‌تر و با دقت بيشتر به ابر تزريق مي‌شود. روش ديگر در كشورمان، تزريق افقي نيتروژن مايع است. اين دو روش عملكردهاي متفاوتي دارند.

گلوله‌هاي نقره یدید  پرتابي، هسته‌هاي يخي مصنوعي را وارد منطقه فوق سرد ابري مي كنند و نيتروژن مايع با ايجاد سرمايش شديد در ابر، از بخار آب وآب فوق سرد هسته‌هاي يخي توليد مي‌كند.

تاکنون تحقيقات وسيعي در مورد تاثيرات زيست محيطي باروري ابرها صورت گرفته است .چون در اين برنامه بيشتر از نقره یدید استفاده مي‌شود، لذا بر تاثير اين ترکيب مطالعات بيشتري مي‌شود.

نقره یدید جزء مواد سمي نيست و چون در آب غيرقابل حل است، مسموميت ايجاد نمي‌کند. غلظت نقره یدید در آب باران ناشي از عمليات باروري ابرها، بين  2   تا 48 واحد در تريليون گزارش شده  است درحالي که اين مقدار کمتر از يک هزارم ميزان مجاز در آب آشاميدني است.

در هر عمليات باروري از مقدار ناچيزي نقره یدیداستفاده مي‌شود و تحقيقات در دنيا، هيچ گونه عوارض زيست محيطي را نشان نداده‌است. در روش نيتروژن مايع هم چون نيتروژن پس از انتشار در هوا، به سرعت تبديل به گاز مي‌شود، هيچ گونه آلودگي ايجاد نمي‌کند.

بارورسازي ابرهاي كوهساري

هواي مرطوب، موقع صعود از كوه‌ها سرد مي‌شود و ابرها تشكيل مي‌شوند. اينها، ابرهاي كوهساري هستند. بيشتر اين ابرها ذرات يخ كافي براي تبديل قطرات ابر سرد به باران را ندارند.

بارورسازي اين نوع ابرها با استفاده از مواد مصنوعي، باعث افزايش كارايي بارندگي مي‌شود. زمان تأثير مواد باروري 20 تا 40 دقيقه بعد از تزريق است و باتوجه به سرعت و حرکت ابر، در فاصله حدود 50-40 کيلومتري محل تزريق اثرات بارورسازي نمايان مي‌شود.

بارورسازي ابرهاي  همرفتي

ابرهاي همرفتي در بارندگي تابستاني در سراسر جهان نقش مهمي دارند و منبع عمده بارش در مناطق حاره‌اي هستند. باروري ابرهاي همرفتي، بسيار پيچيده‌تر از ابرهاي زمستاني كوهساري است.

بارورسازي ابرهاي همرفتي با هسته‌هاي ميعان بزرگ امكان پذير است؛ اما از آنجايي كه ميزان مواد مورد نياز زياد است، اين روش به ندرت عملي است. اگر شرايط مناسب باشند، ابرهاي همرفتي مي‌توانند تحريك شوند تا اينكه بيشتر رشد كرده و دوام طولاني‌تري داشته‌باشند.

تحقيقات نشان مي‌دهد وارد كردن نقره یدید يا يخ خشك به قسمت‌هاي سرد يك ابر سبب انجماد قطرات مي شود.  در اثر انجماد گرماي نهان انجماد به مقدار زيادي آزاد شده، گرماي آزاد شده شناوري ابر را بيشتر كرده و سبب مي‌شود ابر بيشتر رشد كند

پاشيدن مواد ميعان‌زا

از ژنراتورهاي زميني و هواپيما به قطعات ابر همرفتي، باعث آزاد شدن گرماي نهان انجماد قطرات آب شده و اين گرما باعث شناوري بيشتر ابر و رشدكردن زياد آن مي‌شود، براي همين، كنترل ‌كردن بارورسازي اين ابرها بسيار پيچيده‌تر است.

عکس هایی از کره جنوبی بهمن 90

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

 

ادامه نوشته

نقش حفاظتی جو

 

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیاتِهَا مُعْرِضُونَ (انبیاء/32)

و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم، که اینان از نشانه‏های آن روی گردانند

 

بر مبنای آیه یاد شده،آسمان، بر فراز زمین و حتی دیگر کرات نیز، چون سقفی مستحکم، سپری محافظ در برابر خطرات ناشی از سقوط یا برخورد شهاب سنگهای آتشین و نیز اشعه های مضر و کشنده کیهانی است.  این خاصیت آسمان با تحقیقات دانشمندان در قرن ۲۰ ثابت شد. جوی که اطراف زمین را فراگرفته است دارای عملکرد های حیاتی بسیار مهمی است. یک نقش آن حفاظت کردن زمین در مقابل شهاب سنگ های کوچک و بزرگ است تا به زمین برخورد نکنند.

علاوه بر این، جو زمین تشعشعات خورشیدی را صافی می کند و اجازه نمی دهد که همگی آن ها از جو عبور کنند زیرا بسیاری از آن ها برای حیات روی کره زمین بسیار خطرناک هستند. جالب است که جو تنها تشعشات مفید و بی ضرر شامل نور قابل مشاهده ، فرکانس محدوده اشعه فرابنفش و امواج رادیویی را اجازه عبور می دهد. تمامی این تشعشعات برای حیات روی زمین ضروری هستند. فرکانس محدوده اشعه فرابنفش که جو زمین تنها مقداری از آن را اجازه عبور می دهد برای انجام عمل فوتوسنتز که در گیاهان انجام می شود بسیار مهم است. بیشتر تشعشعات فرابفش قوی که از طرف خورشید ساطع می شوند توسط جو گرفته می شوند و فقط قسمت ضروری و کمی از آن طیف به زمین می رسد.

نقش حفاظتی جو  به این جا خاتمه نمی یابد.

جو همچنین زمین را در مقابل دمای بسیار کم فضای بیرونی که حدود ۲۷۰ درجه سانتی گراد زیر صفر است حفاظت می کند.

 

شکل بالا نشان دهنده شهاب سنگی است که به طرف زمین در حال حرکت می باشد. خرده سنگ هایی که در فضا سرگردان هستند و تعدادشان بسیار زیاد می باشد خطر زیادی برای زمین دارند. فضا انباشته از سنگ‏های پراکنده‏ای است که بر اثر از هم پاشیدگی ستاره‏های‏متلاشی شده به وجود آمده‏اند. از این سنگ‏ها به صورت مجموعه‏های بزرگ وفراوانی پیرامون خورشید در گردشند و روزانه تعداد زیادی از این سنگ‏ها موقع‏نزدیک شدن به کره زمین به وسیله نیروی جاذبه به سمت زمین کشیده می‏شوند. این‏سنگ‏ها برخی بزرگ و برخی کوچک و با سرعتی حدود(60-50) کیلومتر در ثانیه‏به سوی زمین فرود می‏آیند، که سرعتی فوق العاده است. ولی هنگامی که وارد لایه‏هوایی می‏شوند در اثر سرعت زیاد و اصطکاک فوق العاده با ذرات هوا، داغ شده شعله‏ور می‏شوند و در حال سوختن یک خط نوری ممتد به دنبال خود ترسیم‏می‏کنند و به سرعت محو و نابود می‏شوند که به نام شهاب سنگ شناخته شده‏اند. برخی از این سنگ پرتاب‏ها آن اندازه بزرگ‏اند، که از لایه هوایی گذشته، مقداری ازآن به صورت سنگ‏های سوخته با صدای هولناکی به زمین اصابت می‏کند.

در شکل زیر(تصویر ماه) اگر به سطح ماه نگاه کنید می بینید که دارای فرورفتگی های عمیقی است که در اثر برخورد شهاب سنگ ها با آن میباشد.

این خود از آثار رحمت الهی است که ساکنان زمین را از آسیب پرتاب‏های‏آسمانی فراوان در امان داشته و پوششی بس ضخیم آنان را از گزند آفات ‏گرداگردشان محفوظ داشته است که اگر چنین نبود، امکان حیات بر روی کره زمین ‏میسر نبود. به علاوه در مورد پوشش اطراف زمین وجود لایه ازن از اهمیت ‏بالایی ‏برخوردار است. این لایه که در اثر رعد و برق به وجود می‏آید، زمین را در برابر پرتوهای مضر کیهانی محافظت می‏کند. اگر این لایه نبود حیات روی زمین ممکن ‏نمی‏شد.

 

خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ شاکر هستیم

 

تدریس ما تبلیغ ماست

موفقيت اتفاقي نيست

روش تدريس ما "بهترين" است

اين جادو نيست  ، خيال و  توهم نيست  ، افسانه نيست

فیزیک و قران کریم

هالوچه : علے - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳۱
 

"به نام خدا"

 

معجزات علمی قرآن در فیزیک(کیهان شناسی!)

 

 

 

عمر دنیا  و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) -  سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!

 

فیزیک وقرآن/نسبت عمر دنیا به عمر زمین:

 

قرآن کریم سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:

"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"

قرآن کریم سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:

"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"

 

امروزه دانشمندان فیزیک با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می کنند.

این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است)

 

 

اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود!

عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم کنید.

جواب 3 بدست می آید.

این بدان معناست که علم فیزیک امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!

 

فیزیک و قرآن/سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی: 

سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"

 در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند.

 

نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.

امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده).

باور ندارید؟ گوش کنید!

قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند).

کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد!

 

فیزیک و قرآن/بیگ بنگ – بیگ کرانچ و انبساط دنیا:

 

سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:

"آسمان ها روزی دوباره شکاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"

سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا کردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"

سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:

"در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه که آفرینش را آغاز کردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است که بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"

 

با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتی بعد به کمک تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد که علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ کرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور که دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).

قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یک غنچه ی گل رز تشبیه می کند و بیان می دارد که با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!

و روزی همانطور که این دنیا را باز کرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ کرانچ).



وجود 11 سیاره



« یوسف به پدر خود گفت: پدرم! من یازده سیاره دیدم و خورشید و مـاه را دیدم که برای من سجده می کرده اند».

نکـتـه آیـه: یوسف 11 سیاره دیده است:

"خورشید" و "ماه" که یوسف در خواب دیده پدر و مادر وی (کـه مادر وی در واقع خالـه وی بوده) می باشد. و 11 سیاره 11 برادر وی می باشد، ولی دیدن 11 سیاره الـزاماً به این معنی است کـه یازده سیاره برای دیده شدن می بایست وجود داشـته باشد.

در زمانی که یوسف این خواب را دیـده (یعـنی 2000 سال پیش از میلاد مسیح)،  تا زمان محمد و همینطور تا پیش از اختراع تلسکوپ، انسان فـقـط سیاراتی را که بچشم می دید می شناخت. یعنی عـطارد، زهره، مریخ و مشتری.

هـفتمین سیاره (اورانوس) در سال 1781 کشف شد ــــ نپتون (هشتمین سیاره) در سال 1846 ـــ و پلوتون (نهمین سیاره) در  سال 1930. مجموع سیارات منظومه شمسی که فعلاً انسان آنها را می شناسد 9 تا است.

در سال 1992 انـسـان یـک سـیاره یخی کوچکی را در خارج از حومه پلوتون کشف کرد. و از آن پس 15 سیاره کوچک دیگر را در همان نواحی پیدا کرده، ولی فعلاً مشغـول بررسی آنهاست که آیا سیاره هستند یا سیارک و یا چیز دیگری.

در سال 2003 سیاره دیگری کشف شد که بعدها بعنوان دهمین سیاره شناخته شد. جرم آن حداقل به اندازه پلوتون است و فاصله آن از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است.

« خدا سیارات و زمین را نگه می دارد که فرونپاشند، اگر فروبپاشند کس دیگری غیر خدا نیست که بخواهد آنها را بگیرد. خدا خیلی بردبار است و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند».

هـمانطور که آیـه مطرح کـرده زمـیـن و سیارات در واقع در مدار خود نگه داشـته شده اند که فـرو نمی پاشند. چیزیکه آنها را نگه داشته نیروی جاذبه و دافعه (گریز از مرکز) میان آنها و خورشید است. و اینکه آیه می گوید خدا آنها را نگه داشته جنبه مجازی دارد. به این معنی که قانون جاذبه و دافعه (گریز از مرکز) از طرف خدا وضع شده است.

(هیچیک از علومی که ما در این کتاب از آن صحبت می کنیم در زمان محمد وجود نداشته است. و منظور از موکول نمودن مسائل به آینده برای تعیین تکلیف شدن" اینست که خدا به هر کسی و هر مردمی فرصت یک زندگی می دهد، و مجموع اعمال آنها را در نهایت حسابرسی می کند، و به خاطر ستمگری کسی یا کسانی یا حاکمیتی نظام هستی را به هم نمی ریزد و همه چیز را نابود کند).

 


فاصله گرفتن زمین و سیارات از همدیگر

 

«آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز "بهم چسبیده" بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم»؟

«خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».

 «و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود».

نکات آیات: 1ـــ زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند. 2ـــ میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد. 3ـــ میان سیارات تعادل وجود داد.

1ـــ زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند و بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند:

چنانکه پیش از این آمد خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند  و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اینکه قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آنها توصیف نموده  این است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها"  دارد.

2ـــ میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد:

سیارات منظومه شمسی با نیروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.

 

 3ـــ میان سیارات تعادل وجود دارد:

عـلـتِ کشیده نشدن سیارات بطرف همدیگر و یا هل ندادن همدیگر وجود نیروی جذب و دفع متعادل میان آنها است. مثلاً خورشید زمین را بـطرف خود می کشد و زمین در حرکت خود دور خورشید که رو به دور شدن ازاز خورشـیـد است خود را از خورشید دفع می کند (که به آن نیروی گریز از مرکز گفته می شود). نیروی کشش خورشید و دفع زمین به یک اندازه است، به این خاطر نه خورشید می تواند زمین را بطرف خود بکشد و نه زمین از مدار خود دور خورشید خارج شده و به بیرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمین در مداری شبه بیضی دور خورشید می گردد هنگامی که به خورشید نزدیک می شود سرعت آن بیشتر می شود، در نتیجه نیروی دفع (نیروی گریز از مرکز) آن نیز بیشتر می شود که برابر می شود با نیروی جاذبه بیشتر شده خورشید، و هنگامیکه از خورشید دور می شود و نیروی جاذبه خورشید کمتر می شود سرعت حرکت آن نیز کمتر می شود، و به این شکل همیشه نیروی جذب و دفع (نیروی گریز از مرکز) برابر است. این وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمین و ماه.


 

تصاویـری هیجان انگیـز از مسابقـات رالـی داکـار 2012

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

 

ادامه نوشته

فیزیک و قرآن

راهی برای کاهش ضرر حاصل از امواج الکترو مغناطیسی؟؟

حتما این نوشته را بخوانید 

نماز

یکی از معضلات عصر الکترونیک و به تبع ان زندگیهای الکترونیکی صدمات و لطمات ناشی از امواج تکنولوژیهای این عصر برای کاربران می باشد.
تجهیزات صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر و ......
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند،  انجام داده است.

جناب آقای غفوریان با استناد به یافته های این دانشمند مطلب جالب و ارزشمندی را تهیه و تنظیم نموده اند که روئیت این مطلب قطعا برای عزیزان خالی از لطف نمی باشد.

بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت میکند.
شما امواج الکترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار هم بگذارید ونا خواسته این امواج را دریافت می کنید.

همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند
شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت می کنید.به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیس شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید!
سردرد هستید! احساس ناراحتی می کنید!
تنبلی در کار و درد در مکان های مختلف!
این را فراموش نکنید وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!این شبیه زمین کردن ساختمانهایی است که احتمال برخورد سیگنالهای الکتریکی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.
بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مضر تخلیه شود!
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند:
بهتر است که پیشانی تان را بر خاک بگذارید!
و آنچه شگفت انگیزتر است اینکه:
بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.
و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه مرکز زمین است.
و کعبه درست مرکز زمین است!

بنابراین سجده در نمازتان:
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است !
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه خلاق آفرید !
ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترومغناطیس تخلیه شود، بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی است! ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می داند!
اما،از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند؛ این برای همه خوب است!

تهیه وتنظیم: محسن غفوریان
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
این یافته ها ثابت می کند که جزء جزء برنامه ها و دستورات دین ما هدفمند می باشد.

منبع: http://www.ravazadeh.com

فیزیک و قران

بسم الله الرحمن الرحیم

 

"و خورشيد در قرارگاه خود در حرکت است" یس 38

"و الشمس تجری لمستقر لها"

واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ يا فـرد در آن است ضمن اينکه به اينطرف و آنطرف نيز رفت و آمد می کند. خورشيد همانطور که آيه توصيف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت 900000 کـيلومتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 ميليون سال طول می دهد تا آن را طی کند.

 

" و چراغی (خورشيدی) با شراره های بزرگ قرار داديم"نبا 13

خورشيد بمثابه چراغ می ماند:
تشبيه خـورشـيـد بـه چـراغ بـه ايـن مـعنی است که خورشيد سوختی را می سـوزانـد و نـور و گرما میدهـد. خـورشـيـد از عنصر هـيدروژن و هـليوم تشکـيـل شده. به دلـيل دمای بسـيار زياد درون آن، پيوسته بخشی از هـيدروژن می سوزد و به هـلـيـوم تبديل می شود و مقادير زيادی نيز انرژی مانند گرما و نور و تشعشعات آزاد می کند. و به اين ترتيب بمثابه چراغ می ماند.

سـطح خـورشـيـد نـيـز هـمـانگـونه کـه قـرآن آن را توصيف نموده، از جمله به شکلی که در تصوير می بينيم شراره های بزرگ دارد.

 

 

 

 

 

"اوست که خورشيد را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد". یونس 5

«ضياء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور» روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضياء است.
و اينکه آيه می گويد: خـورشـيـد «ضياء» است و ماه «نور»، به اين معنی است که تابش خورشيد از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نيست بـلـکه بازتاب تابش خورشيد است.
(اين موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. يعـنی وی چند هـزار سال پـيش از ميلاد حضرت مسيح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشيد از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشيد است. )

 

" سوگند به ستاره وقتيکه از بالا به گودال فرو می افتد (يا فرو می ريزد)". نجم 1
والنجم اذا هوی

«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است.
«هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است.
يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره.
(«خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر يا پيشانی است ـ
«حَطّ» بمعنی: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده) ـ «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از اين واژه برای فرود آمدن هواپيما استفاده می کنند.
برای بيان فرود آمدن هواپيما ميايست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود) ـ
« سقوط» بمعنی: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيزِ بحال خود رها شده است.
مانند: سرنگون شدن يک رژيم بدرد نخور يا ميوه خراب شده ـ نزول بمعنی: پائين آمدن است ـ و اِنهيار بمعنی: فرو ريختن ناشی از پوکی است).

نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" است:
وقـتی ستاره ای خيلی بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابرزمين باشد) نيروی جاذبه و فـشار درستاره نوترونی آنقـدر زياد می شود که نـوترونها تحت فـشـار خرد می شوند و ماده در هم می شود وبه چاله تبديل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکی استکه جرم آن تقريباً مساوی پروتون است و در کليه هـسته های اتمی بجز هسته هيدروژن وجود دارد).

 

 

چاله ها چنان نيرویجاذبه قـوی دارند که حتی نور نـيـز نمی تواند آنهـا راترک کند. به اين خاطر ديده نمی شوند و سـياهچاله ناميده شده اند،
اين چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود می مکند یامی بلعند و در خود فـرو می برند. و به اين شکل به تعبير قـرآن ستاره در چاله سقوط می کند.
(علت اينکه قرآن «مکيدهشدن یا بلعیده شدن ستاره توسـط چاله سـياه» را«فرو افتادن ستاره در گودال» تعبير کرده اين است که سمت فرو افتادن (يعنی سمت پائين) سمت کشش نيروی جاذبه است، وسمتی که ستاره توسط نيرویِ جاذبه چاله سياه کشيده می شود نيز همان سمت پائين می شود.به اين دليل «مکيده شدن ستاره» توسط چاله سياه را «فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله» ناميده است).

 

" نه به خورشيد و نه به ماه هيچکدام سجده نکنيد، بلکه به خدائی سجده کنيد که آنها را (يعنی: ماهها و خورشيدها را) آفـريد"

خورشيدها و ماهها وجود دارد!

در زبان عربی «ضـمـيـر» برای مفـرد (يکی) و برای مثنی (دوتا) و برای جمع (سه تا و بالاتر از آن) صـرف مـی شود. آيـه از مـاه و خـورشـيـد که دوتا هستند صحبت می کند ولی بجای ضمير دوتائی مناسبِ آنها که «هُـمـا» به معنی «آنـدو» باشد، ضمير جمع «هُـنَّ» به معنی «آنـهـا» بکار برده است. يعنی می گويد: به خدائی سجده کنيد که خورشـيـدها و ماهـهـا را آفـريد.

در زمـان محـمـد و تا پيش از اختراع تـلـسـکـوپ کـسـی خورشـيدی و ماهی غير ماه و خورشيدی که می بينيم را نمی شناخت. از زمـان اختراع و بکارگيری تـلـسـکـوپ (هـزار سـال پـس از محمد) تا کـنون (در منظومه شمسی) دهـها ماه کشف شـده است.

 

 

 

{سه قمر زحل ، شاهکار کاسینی}

 

 

"خـدا آن است که هـفـت جـو را آفـريـد و از زمـيـن نـيـز چيزی مانـنـد آنهـا".طلاق 12

همانطور که قـرآن مطرح کرده زمين در واقع از 7 قشر (7 لايه) تشکيل می شود:

 

 

 

 

1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد.
2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است.
3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است.
4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیم تقریباً 3800 درجه گرم است.
5ـــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد.
6ـــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود. دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است.
7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد.